بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الحجه بن الحسن المهدی -عجّل الله فرجه-

حضرت احدیت -جلّ و علی- آن نور مطلقی است که با رحمت بی نهایتش و بر اساس حکمت کامله اش، جهان هستی را تجلیگاه ذات اقدسش نمود.
عالم طبیعت را عبث نیافرید و آن را مسخر بشریت قرار داد تا با این تکریم، راه تکامل بپیماید و بالاترین آینه ی جمال کبریائی حق گردد؛
وی را برای رسیدن به وعده دیدار مهلت داد تا با قدرت عقل و قلب، نفس ناطقه در مکتب حق، الفبای معرفت آموخته، به ادب الهی مفتخر گشته و با تاج کرامتِ تخلق به اخلاق الهی در حالی که مسجود ملائک شده از مدرسه عشق فارغ، معنون به عنوان خلیفه الله، به بارگاه قدس الهی راه یابد.
آن عاشق معشوق و حبیب محبوب، دل ربای دل آرام، در طول تاریخ این طفل گریز پا را با ارسال آموزگاران هدایت و انزال کتب سعادت، یاری فرمود تا نوبت به آخرین کتاب و آخرین پیامبر رسید؛ آن نورمنیر، حبیب اله العالمین، یگانه صراط مستقیم نجات و تنها چراغ هدایت را تا پایان جهان چنین معرفی فرمود: «إنی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا و إنهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض» (امام شناسی – علامه حسینی تهرانی – ج ۱۳) عدم گمراهی را تا ابد به پیروی قرآن صامت و قرآن ناطق مشروط فرمود و حصن توحید را به پذیرش حصن ولایت مقید نمود تا همه بدانند امام حاضر ناظر نه تنها حبل متین بلکه تنها ریسمان حیّ حاضر میان آسمان و زمین است.
ما در عین آن که باید قدر شناس و سپاسگزار همه ی فلاسفه و عرفا و خصوصاً حکما و اهل معرفت در دنیای اسلام و زحمات دانشمندان و نوابغ جهان تشیع باشیم اما باید بدانیم تمام تلاش های عقل بشر در فلسفه از قدیم و جدید، غربی و شرقی و اسلامی و همچنین تمام سیر و سلوک های عاشقانه و عابدانه ی قلب محدود در عرفان، از هندو و بودا گرفته تا انواع فرقه های صوفیه نتوانستند و هرگز نخواهند توانست ما را به سر منزل مقصود برسانند.
حضرت حق حکیم که علمش لاحدّ و لانهایت است از مکمن غیب مطلق با عصمت منزه از خطا و جفا، باید و تواند که بشر را هدایت فرماید و چگونه چنین نباشد که عقل به عدم کشف حقیقت الا شذ و ندر یعنی برخی موارد اندک و اضطراری حکم می دهد و قلب به کوری و حیرت خود در بالاترین نقطه سیر و سلوک، شهود می نماید.
اعلی ترین عقل ناب و اکمل آن و شاهد ترین قلب زنده ی فانی باقی، معلم به علم لدنی، عین قرآن حقیقی، وحی مجسم حضرت حجت بن الحسن مهدی موعود -عجّل الله فرجه- حاضر غایب در میان ماست و صد افسوس که ما شیعیان تشنه لبان به دنبال حقیقت، گرد جهان می گردیم و آنچه خود داریم را از بیگانگان غرب و شرق تمنا می کنیم.
همگان پس از تحقیق عمیق محققانه در محتوای مطالب مکاتب و ادیان رنگارنگ جهان، می یابند که آن ها ما را به ظلمات فوق ظلمات می برند و سرگردان و حیران، گمشده در بیابان باطل، بیهوده در چرخه سمساره می چرخانند و در پایان اذعان دارند که حقیقتی نیافتند اگرچه در آغاز راه برای مبتدیان، مدعی راه نجات اند.
در سیر مکاتب فلسفی غرب، آن چنان که خود نیز معترفند، چیزی که درخور ارزش «قضیه حقیقی» باشد یافت نشود، گشته ایم ما، و آنچه در مکاتب مشاء و اشراق و صدرا غور می کنیم آن مقدار نیست که بتوان با این توشه قلیل، زاد راه سفر طویل نمود زیرا تمام آن دانشمندان فرزانه به محدودیت عقل و عدم احاطه به عالم هستی اقرار دارند و فقط اگر بتوانند وسیله ای باشند که ما را به دین حق و آن گوهر تابناک و چراغ هدایت و مترجم قرآن کریم، مصنوع بی واسطه حق برسانند.
از بازار های داغ جهانی عرفان های کاذب و صادق، داخلی و خارجی و جنجال های گوش خراش کرامت و معجزه ها و عجایب بهت آورشان در سیر و سلوکشان، به غیر از شهودهای بدون میزان سنجش برای غیر، کالایی نمی یابی زیرا از کجا می توان فهمید که آن شهود القایی شیطانی است یا الهامی رحمانی؟! از ادعای پیران علی خوانی و گنابادی و دیگر صوفیان راه به جایی نمی توان برد مگر آن که صادقانه ابزاری باشند تا نابینایان مثل خود را با بیانی رسا به سوی منجی حقیقی سوق دهند و بگویند تنها و تنها آن شاهد قدسی و پیر طریقت که می تواند دستگیری کند، امام عارفان، قطب عالم امکان مهدی منتظر قائم است.
اما اهل ظاهر و حدیث نیز گرفتارند زیرا باید به آراء اهل لغت و روایت روات اتکا کنند و این خود پیداست که جز به اندکی یعنی نصوص متواتر، نرسیده اند و به ظنی که لایغنی من الحق شیئاست، نمی توان و نباید قانع شد.
نتیجه:
۱- عقل: اگرچه از طریق برهان دارای عصمت ذاتی است و «فلسفه» حق است ولی این مطلب به معنای آن نیست که هر آنچه فلاسفه می گویند بیان حقیقت است.
۲- قلب: اگرچه از طریق عبادت خالصانه و عاشقانه می تواند با عنایت حق شهود حقیقت کند و «عرفان» حق است ولی این امر مستلزم آن نیست که هر آنچه عارفان رسیده اند یا می گویند کشف حقیقت است.
۳- نقل: اگرچه از طریق نصوص و ظاهر عبارات متواتر حقایقی قطعی را بدست می آورد و «دین الهی» حق است اما این امر سبب نمی شود که تمام برداشت های ظنی اهل حدیث حجت است.
۴- عقل و نقل حکم قطعی می دهند که با ظن و تخمین نمی توان به حقیقت رسید و همچنین حبّ و عشق به حقیقت و تنفر از باطل پشتیبان، و عکس آن، مانع رسیدن به حقیقت است؛ تعبد و تعصب و تقلید و سطحی نگری، آفت طریق کشف حقیقت است.
آنچه ما یافتیم و به جد و یقین تمام از آن دفاع می کنیم از حضرات علمای اهل حدیث و ظاهر گرفته و متکلمان بزرگوار و حکما و فلاسفه و صوفیان در مکاتب مختلف و مدعیان شرق و غرب هیچ کدام امکان ندارد معصوم و بی خطا باشند پس عقل بما هو عقل و قلب عاشق حق منزه از غیر و نقل قطعی متواتر بدون ابهام و با روشنی تمام حکم می دهند باید متمسک به حقیقت معتصم به عصمت الهی شد و قرآن مبین بی معلم الهی حاضر نمی تواند کافی و وافی به راه سعادت و نجات باشد بنابراین با این عمر کوتاه و محدودیت ها باید متمسک به کتاب الهی و مترجمان معصوم آن گشت و تنها راه نجات ما آن است که خالصانه تلاش نماییم با تزکیه نفس و زمینه سازی فردی و اجتماعی به وسیله امر به معروف و نهی از منکر هرچه بیشتر با این دو ثقل هدایت اتصال یابیم زیرا منجی بشریت مسیحا دم است و مشفق ولی تا احساس درد نبیند و دست نیاز به سوی طبیب الهی دراز نکنیم چگونه ممکن است شفا یابیم؟ آن عزیز بی نظیر، شافی کافی، طاووس بهشتی، یوسف زهرا، منتظر «لبیک» ماست.

السلام علیک یا ابا صالح القائم المنتظر المهدی عجّل الله فرجک و سهّل الله مخرجک
جمعه ۲۵ شوال سالروز شهادت
امام جعفر صادق علیه السلام
حوزه علمیه آیت الله ایروانی
حامد وفسی

 

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

حوزه علمیه آیت الله ایروانی | تهران | تقاطع خیابان ولیعصر و خیابان مولوی