یکی از فقیهانی که سالیان دراز به تدریس و تربیت شاگردان، تبلیغ معارف دینی و تحقق و تألیف و ترجمة کتاب های ارزندة علمی و خدمات جاودانه اشتغال داشته و دارد، متفکر بزرگ اسلامی، متکلم ادیب و مفسر رجالی حضرت آیت الله حاج شیخ جعفر سبحانی است. ایشان که از شاگردان حضرت امام(ره) بوده اند، از دیر زمان به دفاع از باورهای عقیدتی شیعه پرداخته و مبارزه ای پیگیر با عقاید انحرافی و خرافی داشته و در این راستا کتاب های فراوانی را به نگارش در آورده اند.

آنچه در پی می آید، نیم نگاهی به ابعاد شخصیتی حضرت امام(ره) از دیدگاه این متکلم ادیب می باشد.

هاضمة زمان، حوادث تلخ و شیرین و رویدادهای بزرگ و کوچک را در خود هضم کرده و به تحلیل می برد و رویداد، هر چند عظیم و شورآفرین و غوغا برانگیز باشد، تا مدتی می تواند در هاضمة جهان باقی بماند و افکار را متوجة خود سازد، اما گذشت شب و روز، ورق خوردن صفحات ایام، رفته رفته حادثه را کم رنگ تر می سازد و از فروغ آن می کاهد و به تدریج به صورت مرکبی بر صفحات تاریخ در می آید و احیاناً در تاریخ هم نمی توان برای آن جای روشنی پیدا کرد.

در این میان برخی از حوادث، از این سنّت کاملاً مستثنی می باشند و هرگز هاضمة جهان، هر چند هم قوی و نیرومند باشد، قادر به هضم و حل آن ها نیست؛ تو گویی حادثه، به سان برلیان در معدة جهان است که هرگز قادر به تبدیل آن به عنصر دیگر نمی باشد و فعل و انفعالات دستگاه گوارش، روی آن اثر نمی گذارد و از این جهت هیچ گاه منسی و فراموش نمی شود و گذشت زمان آن را فرسوده ننموده و از طراوت آن نمی کاهد.

این نوع از حوادث استثنایی به خاطر ویژگی خاص خود، از ثبات و استواری برخوردار است. این ویژگی عبارت است از پیوند رویداد به دین و آیین یک ملت از یک طرف و پیوند دین با فطرت انسان از طرف دیگر و نتیجة این دو جهت، ثابت ماندن حادثه در قلوب و نفوس ملت هاست.

آفرینش انسان، با دین و گرایش به ماوراء طبیعت عجین و آمیخته است و هرگز از او جدا نمی شود و تا انسان، انسان است، پیوسته طبیعت او با چنین کشش و تمایلات همراه می باشد و طبعاً حادثه ای که پیوند مستقیم با تمایلات درونی و ابدی انسان دارد، هرگز به دست فراموشی سپرده نمی شود و این اصل، یک اصل کلی است که شرق و غرب نمی شناسد.

جهان غرب همه چیزش غربی است، از نظام و سیاست و علم و هنر گرفته تا دیگر مظاهر آن؛ به جز یک مسئله و آن، این است که دینش شرقی است؛ زیرا آیین مسیح از شرق به غرب رفته است در میان حوادث بزرگ که در غرب رخ داده، کمتر حادثه ای حالت ثبات به خود گرفته است؛ بزرگ ترین فاتحان غرب مانند ناپلئون بر اثر گذشت زمان حالت افسانه ای به خود گرفته و دیگر مورد توجه عمیق نیست و می رود که از خاطره ها محو شود، اما حضرت مسیح(ع) و شخصیت روحانی و بزرگ ایشان برای غرب همیشه جالب و مورد توجه بوده است. غرب اگر در همة مسائل ضد شرقی است، ولی در این مسئله از این اصل عدول کرده و ناخودآگاه به آیین خود (که شرقی است)، عشق می ورزد؛ چون با فطرت او موافق و هماهنگ است.

روی این اصل هرگز جامعة اسلامی و تاریخ بشریت شخصیت ممتاز و کم نظیر حضرت امام خمینی(ره) را که با افکار و اندیشه های بلند و سعی و تلاش های صادقانه خود مسیر تاریخ را دگرگون کرده، فراموش نخواهد کرد؛ شخصیتی که توانست در پرتو اعتماد به لطف الهی و ایمان به هدف، نظام کهن دو هزار و پانصد ساله را به زباله دان تاریخ بریزد و به جامعة اسلامی، هویت تازه ای بخشید و گرد خودفراموشی را از چهرة آنان بزداید و آنان را با شخصیت واقعی خود آشنا سازد. این شخصیت و این رویداد به خاطر پیوندی که با دین و ایمان مردم دارد، ثابت و پابرجا خواهد بود و گرد نسیان بر روی آن نخواهد نشست.

شخصیت حضرت امام(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی و بیدار کنندة جامعة مستضعفان و محرومان برای خود، ابعاد مختلف و گوناگونی دارد که هرگز نمی توان حق همه آن ها را در این مقاله ادا نمود. او به طور خلاصه، انسان کاملی بود که علم و عمل را به هم آمیخته، عرفان و اخلاق را در خود مجسم نموده و با فقاهت و اجتهاد واقع بینانه، بیانگر احکام و سیاست و حقوق اسلامی بوده است.

او نه تنها در مراحل علمی پیشتاز این مسیر بوده؛ بلکه در مراحل اجتماعی و سیاسی، یک فرد آگاه از وضع زمان و آشنا به درد و درمان بود و نهیب او بر مستکبران و سلطه جویان، تازیانه ای بود که پشت آنان را می لرزاند و نقشه هایشان را بر باد می داد.

مقام عرفانی و فلسفی، فقاهت و اجتهاد، ذوق ادبی و آشنایی او به لطائف کلام، آگاهی او از سیاست های جهانی و اخلاق آموزنده و سازندة او مناجات های تکان دهندة نیمه شب وی، همه و همه پرتوی از ابعاد گستردة شخصیت او می باشند، ولی آنچه می توان در این باره گفت این است که او دارای دو خصیصة گرانقدر بود که همة این آثار و تجلیات را به دنبال داشت:

۱٫ ایمان به مبدأ و معاد، ایمان اصیل و نیرومند، تو گویی پرده ها از جلو دیدگانش فراتر رفته و ماوراء طبیعت را به رأی العین دیده است.

۲٫ عشق به هدف و آرمان های اسلامی و ایثارگری همه جانبه در راه آن.

این دو عنصر از صفات بارز و عناصر چشمگیر شخصیت او به شمار می رود. روی این اساس به برخی از ابعاد شخصیت وی اشاره می نماییم.

۱٫ اگاهی از وضع جهان

امام صادق(ع) در حدیث کوتاهی چنین می فرماید: «العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس[۱]؛ انسان آگاه از اوضاع و شرایط زمان، هرگز غافلگیر حوادث غیر مترقب نمی شود».

در این حدیث، یکی از شرایط رهبری بیان شده است. رهبر آگاه، با دید نافذ از حوادث تلخ و ناگواری که در کمین امت اوست، از قبل آگاه می باشد و برای آن چاره می اندیشد.

یکی از ابعاد شخصیت حضرت امام(ره)، آگاهی او از وضع جهان و شرایط زمان بود و حرکت های سیاسی و الحادی را که در جهان بر ضد اسلام در حال شکل گرفتن بود، به خوبی می شناخت و همه را مدّ نظر داشت و اگر از دوران جوانی دارای چنین خصیصه ای نبود، هرگز در دوران پیری و فرتوتی که زمام امور را به دست گرفت، نمی توانست انقلاب اسلامی را با چنین صلابت و استواری، متجاوز از ده سال رهبری کند و دشمنان را به تعجب و شگفتی وادارد.

او به خاطر چنین خصیصه ای، از دوران جوانی، رجال کشور را می شناخت، رجال خائن و صالح و تا آنجا که امکانات زمان اجازه می داد، از طرق مختلف مسائل سیاسی را تعقیب می کرد.

در دوران پر اختناق حکومت «رضاخان» که از سال ۱۳۰۴ شمسی آغاز شد و در شهریور ۱۳۲۰ به پایان رسید، تمام وسایل نشر، در اختیار دولت بود و کمتر کتابی حتی دور از سیاست به چاپ می رسید؛ ولی پس از شهریور ۲۰ و ورود متفقین به ایران و شعله ور شدن آتش جنگ جهانی، زنجیرها از قلم و بیان برداشته شد و حضرت امام(ره) از این فرصت استفاده کرد و ضمن ردّ رسالة «اسرار هزار ساله»، به بیان حقایق پرداخت و پرده ها را بالا زد. قلم شیوا و بیان لطیف و در عین حال شورانگیز کتاب «کشف الاسرار»، توانست روح تازه ای در قلوب مسلمانان ایران بدمد. او تحت عنوان «چرا رضاخان با علماء بد بود؟» ماهیت حکومت رضاخانی را تشریح و مقام گرانقدر روحانیت را برای مردم روشن کرد. این کتاب که در سال ۱۳۲۳ به چاپ رسید، شور عظیم و موج بزرگی در ایران پدید آورد. کتاب «کشف الاسرار» نه تنها یک کتاب عقیدتی و فکری است؛ بلکه یک کتاب کاملاً سیاسی نیز می باشد. با آنکه حضرت امام(ره) به خاطر دوری از تظاهر آن را بدون ذکر نام مؤلف چاپ کرد و مایل نبود که مؤلف آن شناخته شود، ولی به حکم اینکه «ماکان لله ینمو»، هر عملی که خالصانه برای خدا باشد بیشتر رشد می کند، نشر کتاب بدون نام مؤلف، سبب اشتهار بیشتر نویسنده شد و در هر حال هر کس آن کتاب را بخواند، اذعان می کند که حضرت امام(ره) از همان دوران دیرینه، دارای افکار بلند سیاسی بوده و پیوسته می خواسته نظام اسلامی را جایگزین نظام های فاسد کند.

مرحوم آیت الله بروجردی(ره) در سال ۱۳۲۴ که برای معالجه از بروجرد به تهران آمده بود، بنا به درخواست زعماء و فضلای قم، رحل اقامت در این شهر افکند و پس از درگذشت آیت الله اصفهانی در سال ۱۳۲۵، رشتة زعامت را به دست گرفت و رسالت رهبری را به دوش کشید و حقاً مردی بزرگ و کم نظیر و فقیهی بی بدیل بود.

امام(ره) که خود یکی از دعوت کنندگان مرحوم آقای بروجردی(ره) به قم بود، وقتی چنین مرجعی را پذیرای مسئولیت دید، احساس آرامش کرده، دیگر وظیفه ندید مسائل سیاسی را مستقیماً تعقیب کند و با خویشتن داری خاصی مهر سکوت بر لب زد و کمتر سخن می گفت؛ این خود از شهامت های روحی انسان های کامل است که گاهی با داشتن افکار بلند و رهنمودهای مؤثر، دم فرو می بندند. از این جهت حضرت امام(ره) احترام مرجع بزرگ را حفظ نموده و فقط در موارد لزوم و در ملاقات های خصوصی، مطالبی را یادآور می شد.

از امیرمؤمنان(ع) متجاوز از ۱۲۰۰۰ خطبه و نامه و کلمه به جای مانده است و همة این ها مربوط به دوران پس از رحلت پیامبر(ص) است، در حالی که او در عصر رسالت نیز دارای چنین معلومات و آگاهی ای بود. اما در مقابل پیامبر(ص) کاملاً ساکت بود و مهر خاموشی بر لب داشت و ما همین خصیصه را در حضرت امام(ره) در عصر مرجعیت مرحوم بروجردی(ره) لمس کردیم، ولی همان طور که یادآور شدیم ایشان در عین حال مسئلة مهم «النصیحة لائمة المسلمین» را فراموش نمی کرد و در مواقع حساس یادآوری های لازم را انجام می داد.

درگذشت آیت الله بروجردی(ره ) و نقطة عطف در تاریخ حیات امام(ره)

مرحوم آیت الله بروجردی(ره) در فروردین ماه ۱۳۴۱ بدرود زندگی گفت و شاه که مدت ها انتظار مرگ ایشان را می کشید تا برنامه های خائنانة خود را یکی پس از دیگری به اجرا در آورد، فرصت را مناسب شمرد تا به تضعیف مرجعیت در ایران بپردازد و برای ارجاع مردم به خارج از ایران، تلگرام تسلیتی برای مرحوم آیت الله حکیم(ره) مخابره کرد. او گاهی در سخنان خود می گفت: اکنون موانع برداشته شده و باید برنامه های اصلاحی اجرا شود و دیگر در ایران شخصیت مهمی که مانع از اجرای برنامه های ما باشد، به چشم نمی خورد.

چیزی نگذشت که تصویب آیین نامة انجمن های ایالتی و ولایتی پیش آمد که در آن اهانت خاصی به کتاب مقدس آسمانی ما شده و پاره ای از قوانین رسمی آن، زیر پا گذارده شد. طرح آیین نامة «انجمن های ایالتی و ولایتی»، یک طرح آزمایشی بود تا هیئت حاکمه از واکنش آن در محافل روحانی و پایة علاقة آنان به حفظ اصول اسلام آگاه شوند.

حضرت امام(ره) بعد از اطلاع از محتوای تصویب آیین نامة انجمن های ایالتی و ولایتی، با ناراحتی شدید از داماد خود مرحوم اشراقی درخواست نمود که به منزل آیت الله حائری(ره) برود و از ایشان در خواست نماید که مراجع وقت را به منزل خویش دعوت کنند تا دربارة این تصویب نامه به طور دسته جمعی بیندیشند و تصمیم بگیرند.

اجتماع با شکوه مراجع در آن شب در خانة آیت الله حائری(ره) نشانة وحدت و یگانگی بود و تلگرام های همگان حاکی از ثبات و مقاومت روحانیت، در برابر توطئه های شاه به شمار می رفت، ولی در این میان تلگرام امام(ره) از صلابت و سازش ناپذیری خاصی حکایت می کرد. در این نهضت، که دو ماه به طول انجامید، تلگرام های امام(ره) و نامه های او به اطراف، ملت را با شخصیت آگاه او آشنا ساخت و مردم به تدریج رهبر خود را شناختند.

جریان انجمن های ایالتی و ولایتی به پایان رسید و دولت وقت با ریاکاری خاصی، تصویب نامه را پس گرفت، ولی با نیرنگ دیگری پس از چند ماه تحت عنوان لوایح شش گانه راه خود را تعقیب کرد که در آن حق و باطل را به هم آمیخته بود.

در چنین شرایطی صلابت امام(ره) و استواری و اسقامت او بیش از پیش آشکار شد و با تحریم رفراندوم و مقاومت در برابر فشار دستگاه و اعلام عزای ملی، ضربة محکمی بر حیثیت هیئت حاکمه وارد آورد. در این اوضاع و شرایط امام(ره) در پانزده خرداد ۱۳۴۲ دستگیر شد و انتشار خبر دستگیری اش، رستاخیزی در تهران به پا کرد که در نتیجة آن عده ای از فرزندان اسلام به وسیله دژخیمان شاه به شهادت رسیدند و روز پانزده خرداد برای ابد روز عزا اعلام شد.

امام(ره) پس از هشت ماه، سرانجام بر اثر فشارهای داخلی و خارجی آزاد شد و به قم بازگشت. چیزی نگذشته بود که مصونیت مستشاران آمریکایی (کاپیتولاسیون) در آبانماه ۱۳۴۳ پیش آمد و مجلس شورای آن روز ذلت اسلام و مسلمین را با تصویب آن امضاء کرد.

امام(ره) با سخنرانی گرم و شورانگیز و هیجان آفرین و با صلابت خاص خود، انقلاب نوینی را به پا کرد که به دستگیری و تبعید ایشان به ترکیه منجر گشت.

هیئت حاکمه از تبعید امام(ره) به ترکیه طرفی نبست و سرانجام پس از سنجش ها و محاسبات فراوان تصمیم گرفت که در سال ۱۳۴۶ امام(ره) را از ترکیه، به نجف اشرف تبعید کند تا در آن محیط علمی محصور گردد و سخنان او کمتر شنیده شود. ولی این رهبر آگاه در اقامت چهارده سالة خود در نجف، تمام حرکت ها را در ایران زیر نظر داشت و به هسته های مقاومت کمک می نمود و از طریق نامه و سخنرانی و ارسال پیام ها، بر شور مردم و هیجان آنان می افزود.

سرانجام دستگاه بر اثر بی خردی با نشر مقاله ای در روزنامة اطلاعات بر ضد امام(ره)، گور خود را به دست خود کند. این بار، یک نهضت گستردة همه جانبه به وجود آمد که دیگر دستگاه نتوانست آن را مهار کند و این انقلاب از دی ماه ۱۳۵۶ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ادامه یافت.

همان طور که پیامبر گرامی(ص) پس از مهاجرت به مدینه ده سال رهبری امت اسلام را در دست گرفت و نظام را پی ریزی نمود، امام(ره) نیز پس از ورود از پاریس به ایران تقریباً مدت ده سال رهبری را به دوش کشید و خطوط راستین اسلامی را برای همگان ترسیم نمود و نظام حکومتی اسلام را با رهنمودهای عملی و سخنرانی های مؤثر و اعلامیه های پر بار و نیز از طریق وصیت نامه خود روشن ساخت.

۲٫ بعد فلسفی و عرفانی

آگاهی از بعد فلسفی و عرفانی او در گرو این است که سیر رشد علمی امام(ره) را از دوران جوانی تا دوران مرجعیت به صورت فشرده بازگو کنیم:

امام(ره) در یک بیت علمی در بیستم جمادی الثانی ۱۳۲۰ چشم به دنیا گشود، ولی در همان دوران کودکی پدر را از دست داد و در تکفل برادر ارجمندش جناب آیت الله پسندیده(ره) درآمد و در آغوش گرم او بزرگ شد. از همان دوران کودکی و نوجوانی، بینش نافذ و پیشانی بلند و نگاه های حساس او از نبوغ و استعداد خاص وی حاکی بود. وی ادبیات فارسی و عربی را تا معانی و بیان و بدیع در همان زادگاهش تحصیل کرد و سپس برای تحصیلات بالاتر در سال ۱۳۲۹ به شهرستان «اراک» مهاجرت نمود. شهرستان اراک در آن روز شاهد تأسیس حوزة جدیدی بود که به وسیلة بزرگ مرد الهی آیت الله حائری(ره) پی ریزی شده بود. وی در سال ۱۳۳۲ این حوزه را تأسیس نموده و تا ۱۳۴۰ آن را اداره نمود و فضلا را از اقطار و اکناف در آنجا گرد آورد.

حضرت امام(ره) پس از انتقال مرحوم حائری(ره) به شهرستان قم و تصمیم بر تأسیس حوزة جدید در این حرم اهل بیت((ع))، بلافاصله از شهرستان اراک به قم مهاجرت نمود و سطوح عالی را از محضر اساتید بزرگ، از جمله مرحوم آیت الله حاج سید محمدتقی خوانساری(ره)، آیت الله مؤسس(ره) و از مباحث فقهی و اصولی مرحوم حائری(ره) بهره مند گردید. ایشان بخشی از درس های مهم استاد خود را به رشتة تحریر درآورد تا آنجا که آخرین نظریات فقهی و اصولی آیت الله حائری(ره) را در کتابچة خاصی به نام «فوائد» گردآوری نمود.

حضرت امام(ره) پنج سال تمام، عرفان را نزد آیت الله شاه آبادی(ره) تحصیل و فلسفه را از مرحوم آیت الله رفیعی(ره) آموخت. به مرحوم شاه آبادی(ره) عشق می ورزید و می گفت: من تاکنون انسانی به این لطافت طبع ندیده ام و می افزود: من در نخستین برخورد به ایشان پیشنهاد تدریس اسفار نمودم.

او با استاد خود چنان عارفانه و مؤدبانه رفتار می کرد که اگر روزی درس تا دو ساعت هم به طول می انجامید، اظهار خستگی نمی کرد و اگر استاد به خاطر عذر خاصی مثلاً پنج دقیقه درس می گفت، باز هم اعتراض نمی نمود.

او در مسائل عرفانی و فلسفی، به حق استاد مسلّم بود و برخلاف بسیاری از اساتید فلسفه و عرفان که فقط به تقریر و تبیین مسائل اکتفا می کنند و چه بسا خود نیز به کنه مطلب نرسند، مسائل الهیات را به حق چشیده بود و آنچه را می گفت، از صمیم دل بیان می کرد و در برخی از مسائل به حد شهود رسیده بود.

او در عین علاقه به هر دو علم، کشش خاصی به عرفان نظری و عملی داشت. اثر ممتاز او در این فن، نشانة نبوغ اوست. «مصباح الهدایة فی الولایة والخلافة»، بحثی عرفانی در اسماء و صفات می باشد که به حق از نادره های زمان است و کمتر عارفی می تواند به عمق آن نوشته ها پی ببرد.

۳٫ بعد اخلاقی امام(ره)

پس از درگذشت آیت الله حائری(ره)، معظم له عصرهای پنج شنبه و جمعه درسی را به عنوان درس اخلاق آغاز نمود که خاری در چشم حاکمان وقت بود. وی این بحث را به عنوان درس اخلاق آغاز کرد و از نظر قانونی حکم دیگر دروس حوزه را داشت و چون در آن روز تمام اجتماعات ممنوع بود جز تدریس، از این جهت نمی توانستند جلو آن را بگیرند.

امام(ره) در این درس، نکات آموزندة اخلاقی آمیخته با مسائل عرفانی و سیاسی را بیان می کرد و گاهی به خاطر مزاحمت دستگاه و جلوگیری از تدریس، محل درس را از مدرسة فیضیه به مدرسة حاج ملاصادق منتقل می نمود. در همان شرایط کتاب ارزنده ای را به نام «الاربعین» نوشت که عصارة درس های اخلاق او در روزهای پنج شنبه و جمعه در سنوات پس از درگذشت آیت الله حائری(ره) تا سال ۱۳۵۸ هـ. قمری بود و خوشبختانه این کتاب که بر اثر هجوم وحشیانة دستگاه به بیت امام(ره) ناپدید شده بود، سال ها بعد به دست آمده و به زیور طبع آراسته گردیده است. کسانی که از این درس و آن مجلس روحانی خاطراتی دارند، می توانند تأثیر سخن امام(ره) را در دگرگونی قلوب و ارواح کاملاً به یاد آورند. یک نشست در آن درس اخلاق، آن چنان انسان را به دنیا و زخارف آن بی علاقه می کرد که انسان فقط و فقط به معنویات ارج می نهاد. درس اخلاق حضرت استاد، آن چنان دگرگونی عظیمی در طلاب و فضلای آن زمان پدید آورده بود که مسئلة سیر و سلوک به تدریج در میان فضلا برای خود جایی باز کرد؛ به طوری که کوشش می کردند گفتار و رفتار خود را با اخلاق اسلامی وفق دهند.

در تقید امام(ره) نسبت به مسائل اخلاقی همین بس که اگر در مجلسی کسی سخنی را می گفت که از آن بوی تعریض به مسلمانی به مشام می رسید، با رنجش شدید امام(ره) روبه رو می شد و امام(ره) از ادامة سخن وی جلوگیری می کرد.

نمونة گویای دیگری از تقید او به اخلاق اسلامی اینکه ایشان در مدرسة فیضیه برای جمعی فلسفه تدریس می کرد. روزی یکی از مدرسین غیر معروف قم که از شرایط جایگاه درس آگاه نبود، برای یک نفر کتاب شرح لمعه را تدریس می کرد؛ وقتی امام(ره) وارد مَدرَس شد و دید او مشغول تدریس است، بلافاصله بیرون آمد و به هیچ قیمت حاضر نشد که آن روز در آن مرکز درس بگوید و گفت: ایشان قبل از ما شروع به درس کرده و حق سبقت با اوست. او سال ها که در برخی از مساجد درس می گفت، لدی الورود دو رکعت نماز تحیت مسجد را به جا می آورد، آنگاه تدریس را آغاز می کرد و تا شایستگی افراد را برای درسی که می گفت احراز نمی کرد، به او اجازة شرکت نمی داد.

هیچ گاه برای او کمیت شاگرد مطرح نبود، او به کیفیت بیش از حد علاقه داشت؛ از این جهت به مرحوم آیت الله شهید مطهری(ره) بیش از حدّ ارج می نهاد و سخنان او را به خوبی گوش می کرد. من خود قسمتی از نوشته های امام(ره) را دیده ام که اعراضات شهید مطهری(ره) را به صورت پرسش و پاسخ در کتاب خود آورده و به تحلیل اشکال او پرداخته است.

۴٫ بعد فقاهت و اجتهاد

حضرت امام(ره) یازده سال تمام از درس خارج فقه و اصول حضرت آیت الله حائری(ره) بهره مند شد و پس از درگذشت ایشان به تدریس سطوح عالی پرداخت و هیچ گاه رشتة بحث او دربارة این دو علم از هم نگسست. علاوه بر تدریس با جمعی از فضلای بزرگ حوزه مانند مرحوم آیت الله محقق داماد و آیت الله حاج سید احمد زنجانی (قدس سرهما) مباحثه مشترک فقهی داشتند.

آنگاه که مرحوم آیت الله بروجردی(ره) در سال ۱۳۴۶ هجری قمری به قم آمدند، یکی از شخصیت هایی که به درس ایشان گرمی خاصی می بخشید، حضرت امام(ره) بود. مرحوم بروجردی(ره) از نظر روش فقهی با مرحوم حائری(ره) تفاوت آشکاری داشتند. مرحوم حائری(ره) به بحث و تحقیق و ژرف نگری بیش از تتبع می پرداخت، در حالی که مرحوم بروجردی(ره) به تتبع در تاریخ مسئله و فتاوای فقهای عامه و خاصه در نخستین قرون و کاوش در رجال سند، بیش از امور دیگر عنایت می ورزید و از نظر عمق بحث ها نیز در سطح بالاتری قرار داشت.

حضرت امام(ره) با شرکت در درس مرحوم بروجردی(ره) به مزایای درس ایشان پی برد و پیوسته فضلا را برای پی گیری از روش ایشان دعوت می نمود. معظم له در درس مرحوم بروجردی(ره) از سال ۱۳۶۴ تا سال ۱۳۷۰ هـ. ق شرکت داشت و در نتیجه مزایای روش هر دو استاد را به هم آمیخت و خود، صاحب سبک و روشی در فقه و اصول گردید و از ترکیب هر دو روش، یعنی عنایت بر تحلیل و ژرف نگری و بحث های عمیق، به ضمیمة تتبع در تاریخ مسئله و اقوال پیشینیان، بنیاد جدیدی را پی ریزی کرد. درس های معظم له با آخرین نظریات ایشان در سه جلد به نام «تهذیب الاصول» منتشر شد و هم اکنون مورد استفادة مدرسان خارج است.

از نظر فقهی کتاب های «زکات» و «طهارت»، «مکاسب محرمه»، «بیع و خیارات» و برخی از ابواب مخصوص را تدریس نموده و خوشبختانه قسمت اعظم آن ها به قلم خود معظم له به نگارش درآمده که از آن ها می توان کتاب های ذیل را نام برد:

۱٫ «الطهارة» در دو جلد

۲٫ «المکاسب المحرمة» در دو جلد

۳٫ «کتاب البیع و الخیارات» که قسمتی را در قم و قسمت مهم تری را در نجف تدریس نمود.

علاوه بر این، برای نگارش تعلیقه بر کتاب «وسیلة النجاة» مرحوم «سید اصفهانی(ره)» و یا تعلیق بر «عروة الوثقی»، تألیف مرحوم «سید یزدی(ره)» تقریباً یک دورة فقه را با دقت مطالعه فرموده و خلاصة نظریات هر دو را در این دو تعلیقه آورده است.

وقتی هیئت حاکمه ایشان را در سال ۱۳۴۳ هجری شمسی به ترکیه تبعید کرد، در آنجا تصمیم گرفت که به بازنویسی «وسیلة النجاة» و افزودن مسائل مورد نیاز بر آن کتاب همت گمارد و پس از افزودن قریب به ثلث بر آن، آن را به نام «تحریر الوسیله» منتشر نمود. از این جهت، این کتاب که قسمتی از آن در تبعیدگاه ترکیه در شهر «بورسا» و قسمتی دیگر پس از ورود به نجف نگارش یافته، یک دورة متن فقهی است که روشنگر استادی و ژرف نگری او در فقاهت است.

فتاوای حضرت امام(ره) پس از انقلاب که اخیراً به رشتة تحریر درآمده و در آن ها به توضیح مسائل مستحدثه همت گمارده شده است، اثر فقهی ارزشمندی است که می تواند از بعد فقهی او بیان خاصی داشته باشد.

ایشان به فقه سنتی و جواهری علاقه وافر داشت و اصولاً روش دیگری را صحیح نمی دانست. حتی روزی به او پیشنهاد شد که در کتاب های درسی حوزه مانند «شفا» و «اسفار» دگرگونی ایجاد شود، او با این دگرگونی مخالفت ورزید و گفت: آسان گرایی و تلخیص کتاب های بزرگ، از ژرف بینی طلاب می کاهد. اصالت ها را حفظ کنید و روش های جدید را تا آزمون صحیحی روی آن انجام نگرفته، به کار نبندید.

۵٫ بعد عبادی امام(ره)

حضرت امام(ره) از نخستین دوران جوانی، با هر نوع ریاکاری مخالفت می ورزید. در عین حال که در روز با دیگر طلاب و فضلا به تحصیل می پرداخت و در مجالس انس شرکت می نمود و در غالب پنج شنبه ها و جمعه ها برای تفریح، به خارج قم می رفت و از چنین مجالسی بهره می گرفت، ولی در دل شب بسان پرهیزکاران وارسته: به راز و نیاز با معبود می پرداخت و از همان دوران جوانی و از ۲۷ سالگی تا لحظه ای که توان داشت، نماز شب او ترک نشد و در سخت ترین لحظات، حتی شبی که از پاریس به تهران باز می گشت، نماز شب را در هواپیما به جا آورد. او در میان ادعیه به «صحیفة سجادیه» علاقة خاصی داشت و معتقد بود که در لابه لای ادعیه، یک رشته مسائل عرفانی و فلسفی وجود دارد که مرغ اندیشة هیچ فیلسوفی به آن ها نرسیده است و در میان مناجات ها به مناجات شعبانیه عشق می ورزید و در ماه رمضان به خواندن ادعیه تقید خاصی داشت. در سال ۱۳۴۷ هـ. ق بر دعای سحر که از امام باقر(ع) نقل شده است، شرح زیبایی نوشت که دل های عارفان و عاشقان به سیر ملکوتی را تکان می دهد. او در میان زیارت ها به «زیارت جامعه» بیش از همه علاقه داشت و در تمام حرم های ائمة اهل بیت((ع)) به خواندن آن کاملاً مقید بود.

به هنگام نماز غرق در عزّ و جلال الهی بود و در این راستا دو کتاب ارزشمند او بیانگر بحث های عرفانی و الهی اوست. این دو کتاب یکی به نام «آداب الصلاة» و دیگری به نام «اسرار الصلاة» است که هر دو از کتاب های نفیسی است که کمتر می توان برای آن ها نظیری یافت؛ به ویژه کتاب «اسرار الصلاة» که به حق «اسرار الصلاة» است، در حالی که دیگر کتاب هایی که به این نام متنشر شده، از نظر او «آداب الصلاة» به شمار می روند، نه «اسرار الصلاة».

او در میان فلاسفه، شیفتة مکتب صدرالمتألهین و در میان عرفا و محققان عرفان، به قاضی سعید قمی علاقة سرشاری داشت تا آنجا که کتاب توحید او را شخصاً استنساخ نمود و افکار بلند او را بسیار می ستود و در میان دیگر کتاب های قاضی سعید قمی، به کتاب «اربعین» او ارج می نهاد.

در حالات خاصی که فقط نزدیکان او می توانستند شاهد آن باشند، گاهی با مطالعة برخی از کتب عرفانی اشک های چشم او مرواریدوار، بر گونه هایش می غلتیدند.

۶٫ بعد ادبی و سبک نگارش

حضرت امام(ره) انسان با ذوقی بود که با نگارش، رابطه خاصی داشت و از موهبت خط زیبا و نستعلیق بهره مند بود و خط او جزء خطوط درجه یک به شماره می رود و هم اکنون برخی از کتاب های او که در سال های ۱۳۴۶ و ۱۳۴۹ نگاشته است، نزد اینجانب موجود و حاکی از قدرت انگشتان او در آفرینش اثر هنری است.

ایشان از قریحة شعری خاصی برخوردار بود که فقط این ذوق را در خدمت اهل بیت((ع)) به کار می برد. «بهاریه های او» در میلاد امام زمان(عج) زینت بخش محافل ادبی و ولائی حوزة علمیة قم در دوران مرحوم آیت الله حائری(ره) بود. وی دیوان ضخیمی به اندازة دیوان حافظ داشت که متأسفانه از خانة ایشان به سرقت رفت و تاکنون اثری از آن به دست نیامده است، ولی در عین حال ارداتمندان او برخی از بهاریه های وی را استنتاخ کرده و قسمتی از آن ها به وسیلة فرزند عزیزش مرحوم حجت الاسلام سید احمد خمینی(ره) گردآوری گردیده است.

ایشان در نویسندگی از جملات کوتاه، ولی کوبنده بهره می گرفت و از کلمات زیبا و روح افزای عارفان، آمیخته با شیوة تحکم موحدان بر مشرکان و ملحدان، استفاده می کرد و اعلامیه های او از آغاز نهضت تا آخرین روزها بر این نکته گواهی می دهند.

وی علم عروض و قوافی را نزد مرحوم «حاج شیخ محمدرضا اصفهانی(ره)» مؤلف کتاب «نقد فلسفة داروین» آموخت و از هیئت قدیم و جدید اطلاع داشت.

آثار علمی و تألیفات گرانقدر

۱٫ شرح دعای سحر

۲٫ اربعین حدیث

۳٫ کشف الاسرار که ظرف دو ماه آن را تألیف نمود.

۴٫ شرحی بر حدیث «رأس الجالوت» توضیح مناظره حضرت رضا(ع) با پیروان مذاهب مختلف.

۵٫ آداب الصلوة

۶٫ اسرار الصلوة

۷٫ مصباح الهدایة فی الولایة والخلافة.

۸٫ حاشیه بر «فصوص»، تعالیقی که بر حواشی کتاب نوشته و بعد از آن استخراج و چاپ شده است.

۹٫ حاشیه ای بر «مصباح الانس».

۱۰٫ شرح حدیث «جنود عقل» که به اتمام نرسیده است.

۱۱٫ رساله ای پیرامون قاعدة «من ملک شیئا ملک الاقرار به».

۱۲٫ رساله ای در قاعدة لاضرر.

۱۳٫ رساله ای در طلب و اراده، جبر و تفویض.

۱۴٫ یک دوره اصول.

۱۵٫ رساله ای در اجتهاد و تقلید.

۱۶٫ رساله ای در قواعد چهارگانة قاعدة اصالة الصحة، قاعدة فراغ، قاعدة ید و قرعه.

۱۷٫ تحریر الوسیله.

۱۸٫ رساله ای در «ولایت فقیه».

۱۹٫ «مکاسب محرمه» در دو جلد.

۲۰٫ کتاب «بیع و خیارات».

۲۱٫ «الفوائد» شامل افکار و اندیشه های حضرت آیت الله حائری(ره).

۲۲٫ تقریر درس مرحوم آیت الله بروجردی(ره) از ابتدا تا اول بحث «حجیة ظن».

۲۳٫ دیوان شعر، متأسفانه این دیوان مانند برخی دیگر از آثار علمی او مفقود است. امید است در سایة تلاش علاقمندان به دست آید.

 


[۱]. اصول کافی، ج ۱، ص ۲۶ و ۲۷

برچسب ها : ,

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

حوزه علمیه آیت الله ایروانی | تهران | تقاطع خیابان ولیعصر و خیابان مولوی