متون پیشنهادی طلاب حوزه علمیه آیت الله ایروانی برای دیدار با رهبر معظم انقلاب

متن پیشنهادی شماره یک: حوزه علمیه ماموریت گرا: حوزه جامعه ساز، نظام ساز و نظام گذار (ابوالفضل میرزاپور طلبه پایه دوم)

بسم رب الزهرا

حوزه علمیه ماموریت گرا: حوزه جامعه ساز، نظام ساز و نظام گذار

سلام و درود بر پرچمداران گفتمان توحید و نظام سازان توحیدی بالاخص تمامی شهدای اسلام و تمدن اسلامی و امام شهیدان و عرض ادب و احترام خدمت امام و مقتدایمان ولی امر مسلمین جهان امام خامنه ای (مدظله).

جریان پربرکت گفتمان ناب توحیدی و اسلام رحمانی در ادامه روند تکامل و بلوغ تمدنی در حساس ترین زمان تاریخی و در بالاترین سطح اقتدار و ابهت تاریخی قرار گرفته است. تحقق این مقام و جایگاه را صرفا می توان به حضور اکثریت جامعه در صحنه های اصلی تحولات نظام اسلامی، حاکمیت نرم افزار و گفتمان پایه انقلاب اسلامی، پایه های فرهنگی و تمدنی ایرانی-اسلامی و از همه مهم تر پذیرش و اعتماد جامعه به اصل ولایت مطلقه فقیه نسبت داد. بر این اساس و با توجه دقیق به نقطه آرمانی حرکت تمدن اسلام رحمانی بر محوریت تحقق حکومت اسلامی مطلق موارد زیر قابل توجه است:

الف) مردم سالاری دینی و ضرورت توجه به جامعه سازی اسلامی بر محوریت شبکه ملی حوزه های علمیه تراز انقلاب اسلامی

تصویری که از وضعیت موجود نظام اسلامی در شرایط کنونی پدیدار است، حاکی از حساسیت و اهمیت شرایط کنونی در فرآیند تکامل و تحقق تمدن اسلامی بر محوریت حاکمیت محض اندیشه توحیدی دارد. امروز پس از استقرار مبانی فکری و اندیشه ای تفکر اسلامی و توحیدی اصیل در الگوی مردم سالاری دینی فرصت تحقق عملی و پیاده سازی این مبانی فکری در تمامی ابعاد و مولفه های کارکردی نظام حاکمیتی مستقر در جغرافیای جهان اسلام فراهم شده است. به عبارت دقیق تر رویکرد انقلابی و اسلامی در حوزه های کارکردی نظام حاکمیتی در حال رشد و بلوغ است و موج گسترده ای از تمایل و نیاز به تحقق گفتمان اصل اسلامی در سطوح مختلف اجتماعی شکل گرفته است. در این راستا موج تحقق ارزش های انقلاب اسلامی از سطح نظام ها و ساختارها عبور کرده و به نقطه اصلی خود یعنی لایه های مختلف جامعه رسیده است. این در حالی است که ساخت اجتماعی کنونی بیش از هر زمان دیگری قابلیت پذیرش حقایق ناب توحیدی را داشته و در هر دو ساحت فردی و اجتماعی به درجه قابل توجهی از عقلانیت توحیدی رسیده است. اتحاد و همبستگی بی مانند ایران اسلامی بر محور اعتماد قلبی و فکری ذیل رهبری ولایت مطلقه فقیه به خوبی این مفهوم را تصدیق می کند. از این رو، می توان اصلی ترین و پایه ای ترین ماموریت نظام اسلامی را در شرایط کنونی جامعه سازی توحیدی دانست. فرآیندی که در نقطه آرمانی خود منجر به تربیت جامعه اسلامی خواهد شد که قابلیت ظهور ولی عصر (عج) را خواهد داشت. بر این اساس مهم ترین و اصلی ترین ماموریت شبکه حوزه های علمیه و طلبه تراز انقلاب اسلامی جامعه سازی توحیدی بر محوریت عقلانیت عرفانی و توحیدی است. شبکه ملی گسترده حوزه های علمیه و طلاب تراز انقلاب اسلامی با بهره مندی از معارف ناب توحیدی امت اسلامی را در گستره ملی رو به تکامل و تعالی ترغیب می نمایند. این در حالی است که نظام های حاکم بر حوزه های علمیه بر اساس این کارکرد و ماموریت تنظیم نشده است و نیازمند تکامل و تحول در این خصوص احساس می شود.

ب) ضرورت سیاست گذاری راهبردی کلان ملی و نظام سازی اسلامی بر محوریت حوزه علمیه تراز انقلاب اسلامی

همان گونه که مستحضر هستید از ابتدای حاکمیت انقلاب اسلامی تاکنون شاهدیم که برخی از خرده جریان های سیاسی، که برخی از آن ها تنها نشخوارکنندگان اندیشه های پوسیده غربی هستند که حتی در مراکز علمی و گفتمانی غربی نیز طرفداری ندارند، بدون توجه به موج گسترده تمایل جامعه اسلامی به گفتمان ناب توحیدی صرفا بر اساس نوعی غرور فکری و فرهنگی سعی در حقنه کردن الگوهای فکری و اندیشه ای انحرافی و نفوذ در ساختارهای پایه ای نظام اسلامی هستند. این خرده جریان های فکری که در حال حاضر در برخی از لایه های تصمیم گیری و تصمیم سازی نظام اسلامی نفوذ کرده اند تا حدی بر صحت و صدق خود تاکید دارند که در مقابل گفتمان ارائه شده از سوی جایگاه ولایت فقیه، ادعای وجود گفتمان رقیب می کنند. و خود را منتسب به گفتمان نیاوران می دانند. جالب تر این که با وجود شواهد واقعی از ناکارآمدی این گفتمان کماکان بر صدق گفتمان خود تعصب دارند. البته به واقع از صدر اسلام تا پایان تکامل خط اسلام توحیدی ناب شاهد ظهور این جریان های انحرافی خواهیم بود. بر این اساس لازم است شبکه حوزه های علمیه تراز انقلاب اسلامی با نگاهی ماموریت گرایانه در راستای نظام سازی توحیدی عمل نموده و پشتیبانی جریان نظام سازی توحیدی را بر عهده گیرد. در واقع از این منظر نسبت حوزه علمیه با نظام اسلامی نسبت دفاع در کنار اصلاح است. نظریه پردازی در همه حوزه های کارکردی نظام اسلامی و تقویت نظام اسلامی کاربردی و کارکردی در این حیطه تعریف می شود. به عبارت دقیق شبکه ملی حوزه های انقلاب اسلامی می بایست براساس گفتمان واحد توحیدی هدایت جریان نظریه پردازی اسلامی برای نظام سازی اسلامی را بر عهده گیرند.

ج) ضرورت توجه به ترتیب مدیران کارآمد و انقلابی در راستای نظام گذاری توحیدی بر پایه حوزه تراز انقلاب اسلامی

بدون شک، اجرای دقیق ترین برنامه ها و سیاست ها بدون حضور جریان کارآمد، قوی و معتقد گفتمان اسلامی است. متخصصان کارآمد که در ضمن مهارت های فنی و تخصصی گفتمان ناب توحیدی را به عنوان گفتمان غالب می پذیرند عمل می نمایند. حوزه علمیه تراز انقلاب اسلامی در این کارکرد خود با تربیت نخبگان و متخصصان کارآمد در حوزه های کارکردی نظام اسلامی، نیازمندی نظام اسلامی به نیروی انسانی نخبه و تراز انقلاب اسلامی را تامین می نمایند.

بر این اساس باید گفت حوزه علمیه مطلوب، در برهه زمانی کنونی، حوزه کارکرد محور و ماموریت گرا است که در حوزه جامعه سازی، نظام سازی و نظام گذاری دارای ظرفیت مناسب می باشد.

—————————————————————

متن پیشنهادی شماره دو: جایگاه عرصه تبلیغ  (محمد علی رحمانی خلیلی طلبه پایه هفتم)

بسم الله الرحمن الرحیم

هر پدیده ای که در عالم رخ می دهد متناسب با وستعش بر محیط پیرامون خود تاثیراتی بر جای می گذارد و رابطه انقلاب اسلامی و حوزه هم از این قاعده مستثنا نیست. انقلاب، بر بافت روحانیت آثار چشمگیری بر جای گذاشت؛ افق دید حوزه را گشود و نیازهای نویی را در پیش دید آن نهاد.

شاید بتوان گفت حق بزرگ انقلاب بر حوزه این است كه انقلاب حوزه و روحانیت را وارد مسایل سیاسی و مسایل زندگی كرد و همچنین با درگیر کردن حوزه با محیط‌های مختلف اجتماعی ـ اداری، حوزه را با نیازها و گام‌های نو آشنا كرد؛ بینش‌های حوزویان را بازتر كرده و روحانیت را به صورت مجموعه، وارد صحنه‌های گوناگون زندگی مردم نمود.گرچه این رخداد، به بلوغ و تكامل خود نرسیده است؛ اما جوانه‌های مبارك آن، رخ می‌نماید و در این ره‌آورد، حق امام و انقلاب بر حوزه‌ها، به یاد ماندنی خواهد بود

پر واضح است که روحانیت، بیش از دیگر اقشار، می‌بایست قدر و ارج انقلاب را بداند؛ حرمت آن را بشناسد؛ آن را نعمت الهی بداند و در سپاس و شكر خداوندی، بیان و عمل خویش را به كار گیرد. روحانیت، بایستی عمق عظمت تشكیل حكومتی بر اساس اسلام ـ یعنی حكومت قرآن و احكام اسلامی و فقه آل محمد ـ علیهم افضل صلواه الله ـ را درست متوجه شود و  انقلاب را ظهور امید هزار و چهار صد ساله‌ی شیعه بداند؛ از این منظر به آن بنگرد و در پاسداری آن بكوشد.

شاید ذکر موارد فوق برای طلاب جوان انقلابی تنها از باب ان الذکری تنفع المومنین باشد اما انچه کمتر به آن پرداخته شده است نگاه از زاویه دید مردم به تغییر جایگاه حوزه و روحانیت است. مردم به حوزه ی قبل از انقلاب به چشم مطالبه گر از نظام طاغوت می نگریستند اما امروزه آن را پاسخگوی فراز و نشیب های نظام می دانند.

فلذا به تبع این تغییر نگرش، مسئولیت های بیشتری بعد از انقلاب بر عهده حوزه قرار گرفته است از یک سو حوزه از انجا که مادر انقلاب و نظام اسلامی است باید به تببین و تحکیم مبانی نظام اسلامی و همچنین کادر سازی برای آن بپردازد و از سوی دیگر باید همان  وظیفه سنتی خود در تبیین احکام فردی را به احسن وجه ادا نماید .

اینجاست که اهمیت عرصه تبلیغ هم در حمایت از نظام اسلامی و هم در تبیین احکام فردی بیش از پیش خودنمایی می کند به عنوان نمونه برای تحقق ظرفیت های نظام اسلامی نیاز مبرن به گفتمان سازی وجود دارد و مهمترین ابزار برای گفتمان سازی اقشاری هستند که مرجعیت اجتماعی_دینی داشته باشند مانند روحانیون انقلابی زاهد و فاضل

اما سوگمندانه باید گفت عرصه تبلیغ که دارای چنین عظمتی است در نظام مدیریتی فعلی حوزه به حاشیه رانده شده است. در راستای کمک به خروج این عرصه از وضعیت فعلی خودپیشنهادات زیر ارائه می گردد:

۱- توجه به تمامی ابزارهای تبلیغی که هم شامل ابزارهای تبلیغی سنتی مانند ارتباط رو در رو، سخنرانی و نشریه و هم شامل ابزاری های تبلیغی نوین من جمله فضای مجازی  و سایر رسانه ها می گردد.

۲- بهره مندی از کمک خانواده های مبلغین  در امر فعالیت های فرهنگی  چرا که این اقدام موجب کثرت مبلغین و افزایش کمی و کیفی اثرات تبلیغ می گردد

۳- تلاش برای تعامل سازماندهی شده ی مبلغین با ارگان ها و سازمان های فرهنگی من جمله وزارت آموزش و پرورش،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بسیج، دانشگاه هاو…

۴- قرار دادن کتب تخصصی تبلیغ به عنوان دروس آموزشی حوزه

—————————————————————

صوت متن پیشنهادی شماره سه: مهجوریت علوم عقلی در حوزه های علمیه، تهدیدی جدی برای جهان اسلام   ( سیدحامد بهشتی طلبه پایه دوم)

 

—————————————————————

متن پیشنهادی شماره چهار : اهمیت وظایف اجتماعی حوزه علمیه و روحانیت با تکیه بر اصل مردم داری (درویش پور طلبه پایه پنجم)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اهمیت حوزه و به تبع آن مقام روحانیت , در نظام اسلامی برهیچ کس پوشیده نیست. صحت این مطلب از حضور روحانیون پیشتاز در سال های مبارزه گرفته تا تشکیل نظام اسلامی و ادامه راه انقلاب خود را نشان داده است. با تمام این ها سؤال اینجاست که آیا حوزه و روحانیت معزز توانسته هر آنچه انتظار انقلاب, نظام و مردم که همگی در راه جلب رضایت الهی است را برآورده نماید? آیا هر جایی را که نیاز به حضور علما بوده , مؤثر واقع شدند ? یا اینکه گاهی به این بیان که نکند خدایی نخواسته متهم به #آخوند_حکومتی بودن شوند کنار کشیده اند? و یا اینکه گاهی هم به این تعبیر که نشود در گرداب وساوس شیاطین جن و انس غرق شوند پای خود را از این میدان دور نگاه داشته اند? البته ناگفته نماند که برخی هم بوده اند که اصلاً نظام جمهوری اسلامی را مشروع نمی دانستند و تمام تلاش خود را به کار گرفتند که دامن خود را از لکه ی این نامشروع پاک نگاه دارند !هرچند روی اصلی سخنان ما با این دسته ی آخر نیست اما آن بزرگوارانی که به این مبارزه ی مقدس اعتقاد دارند چرا وارد عمل نمی شوند ?! چرا توجهی به خلأ های موجود در بستر اجتماع, فرهنگ , سیاست, اقتصاد و غیره ندارند? شاید کارهای بر زمین مانده در هرکدام از این عرصه ها به قدری زیاد باشد که بسیاری از آن ها را هم حتی خود گوینده نداند ! همان طور که در بالا ذکر شد یکی از وظایف روحانیون حضور در عرصه ی اجتماع است که شخص مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در دیدار سال گذشته با طلاب استان تهران از تعبیر خدمات اجتماعی, غم خواری و خدمت رسانی به مردم استفاده نمودند و البته شاید این نشان دهنده ی اهمیت مسئله ی #اجتماع در استانی باشد که پایتخت در آن قرار دارد.اما کیست که نداند برخی از اعزه بسیاری از این خدمت رسانی ها را نه تنها وظیفه ی خود بلکه حتی در شأن لباس مقدس روحانیت نمی دانند ! هرچند که دامنه ی فعالیت های اجتماعی بسیار گسترده است اما مسئله ی مردم داری از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. به تعبیر یکی از بزرگواران , در حوزه های علمیه به اندازه ی کافی به حیطه ی نظری مشروعیت پرداخته و چندین جلد کتب علمی و تحقیقی در این راستا نوشته شده است اما چیزی که در نظر مردم بسیار مؤثرتر وانمود می کند نه حیطه ی نظری که حیطه ی عملی مشروعیت است. در واقع وقتی مردم دلسوزی و تلاش بی وقفه ی روحانیت را برای بهبود وضعیت مادی و معنوی جامعه از نزدیک لمس کنند خود به خود معتقد به مشروعیت نظام مقدس جمهوری اسلامی خواهند شد. اما اگر با روحانیتی بی توجه و بی خیال نسبت به مردم و آلام آن ها مواجه باشند هزاران سال موعظه ی لسانی مؤثر نخواهد افتاد. برای نمونه خدمت سروران عرض می کنم, به راستی طلاب و روحانیون در ارتباط گیری مناسب نه با هم کیشان خود که با دیگر قشرهای مردم چه قدر موفق حاضر می شوند? اصلاً نگاهشان به اصل مردم داری , با مردم بودن و به تعبیر بهتر بین مردم بودن چه گونه است? از نحوه ی برخورد اولیه با مردم گرفته تا التفات به مشکلات نزدیکان و غیره. آیا غیر از این است که خاستگاهی بهتر از میان مردم بودن برای درک مشکلات و نیازهای جامعه وجود ندارد? حقیقتاً یکی از مشکلات جامعه ی علما و روحانیون وجود شکاف میان برخی از آن ها و توده ی مردم و علی الخصوص جوانان است. به طوری که بعضِ از هر دو طرف هیچ درکی از هم نداشته و هیچ احساس قرابتی نسبت به هم ندارند. به زعم این بنده اگر قشر روحانیت نسبت به بقای انقلاب و عمق آن در فرد فرد مردم احساس وظیفه می کند, لزوماً و ضرورتاً باید به کم کردن این فاصله بپردازد که تنها با کلید واژه ی مردم داری و ارائه خدمات مادی و معنوی اجتماعی صورت می پذیرد. شاید در نگاه اول راه چاره در ایجاد درس های نحوه ی معاشرت با مردم دیده شود ولی به نظر بنده مادامی که هر مسئله ای دانسته شود ولی عمل نشود هیچ فایده ای نخواهد داشت. روحانیون باید از حصر و حصاری که برخی از آنان دور خود کشیده اند بیرون آمده و بین مردم بیایند تا مردم و خصوصاً جوانان ارتباط با روحانیت را لمس نمایند که در نتیجه ان شاءالله نظرات و رهنمودهای فکری , عقیدتی و سیاسی ایشان بین توده مردم مؤثر واقع شود.نکند که خدای نخواسته دچار خود محوری, خودپسندی, خود بینی و غیره شویم به گونه ای که بسیاری از غیر هم فکران خود را لایق ارتباط ندانسته و باعث طرد آن ها شویم! نشود که فقط به نصیحت و ارشاد مشغول شویم و از عمل باز بمانیم و هرگاه که افراد جامعه دست دوستی دراز می کنند آن را پس زده و هنگام نیاز آن ها به کمک روحانیت با بی توجهی باعث بدبینی اجتماع نسبت به خود شویم که آن گاه است که باید فاتحه ی انقلاب و نظامی را که بر پایه ی مردم و فداکاری های آن ها قرار گرفته است, بخوانیم; نمی شود که هر جا مردم هستند روحانیت نباشد ولی انتظار داشته باشیم که هر جا روحانیت صلاح بداند مردم حضور داشته باشند. طبیعت مردم این است که اگرچنین وضعی راببینند نه تنها دیگر توجهی به علما نمی کنند بلکه پس از مدتی نیز آن ها را کنار خواهند زد .

 

 

 

 

 

 

 

 

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

حوزه علمیه آیت الله ایروانی | تهران | تقاطع خیابان ولیعصر و خیابان مولوی